انواع خلل در دین
انواع خلل در دین
راجع به اينكه [
امام ] حافظ و مبقی دين است متكلمين زياد گفتهاند
غالبا
اين حفظ به اين صورت فرض میشود كه مثلا يك ساختمان ابتدا ساخته میشود و بعد
بايد از گزند باد و باران و ساير چيزها محافظت شود
. لهذا
به نظر نمیرسد كه ساختمانی كه وسيله يك مؤسس بینظير بنا شد ضرورتی دارد كه
نگهدارندهاش در همان حد و قريب به همان حد باشد .
ولی حقيقت اينست كه وقوع خلل در دين به اين سادگيها نيست بلكه بنابر يك اصل روانشناسی و جامعه شناسی يك نهضت و انقلاب همينكه موفق شد و دشمن از مواجه رودر روی مأيوس گشت ، به نهضت میپيوندد بدون آنكه به روح و معنی و هدف نهضت ايمان داشته باشد آنرا از درون پوك و خالی میكنند و به تعبير اميرالمؤمنين : « يكفأ فيه الاسلام كما يكفأ الاناء » . به اين ترتيب نهضت را از مسير خودش منحرف میكنند ، قلب ماهيت میكنند با حفظ صورت . به هر حال مبارزه با " بدعتها " منحصر به اين نيست كه مثلا كسی سنت و قانونی علنا به دين بندد و به معنی مشهور ادخال ما ليس من الدين فی الدين نمايد . گاهی تدريجا طرز تفكر مردم نسبت به دين آنچنان عوض میشود كه تفكر اصلی مورد استيحاش مردم قرار میگيرد . به هر حال منظور اصلی اينست كه همانطور كه قرآن فرمود : « اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم و اخشون »از خارج دنيای اسلام بر اسلام نبايد ترسيد ، از داخل بايد ترسيد .
ترس از داخل هم منحصر به اين نيست كه مردم به علل خاص شهوانی و غيره فسق و فجور كنند بلكه از نفاق داخلی ، از نيروهايی كه از مواجهه علنی با اسلام میترسند و ما سك اسلام به چهره میزنند و هدفهای پليد خود را زير سرپوش شعارهای اسلامی آنهم شعارهای غليظ و شديد با تهی كردن اسلام از درون و محتوا و ابقاء اندام و پوستها و با تغيير دادن مسير و هدف و بالاخره با نوعی تحريف معنوی )تحريف معنوی ، تصرف در تفسير و توجيه مقصود لفظ است با حفظ لفظ ، نظير تفسير و توجيهی كه معاويه در داستان معروف : تقتلك الفئة الباغية » در مورد قتل عمار ياسر كرد اين تحريف معنوی بود . همچنين داستان ان الحكم الا الله كه خوارج را به وجود آورد و شعار لا حكم الا لله بلند شد و علی ( ع ) فرمود كلمة حق يراد بها الباطل » يك نوع تحريف و تفسير غلط از آيه قرآن بود كه به عمد يا جهل شد و آنهمه مصيبتها در عالم اسلام به وجود آورد . و همچنين داستان حديث : اذا عرفت فاعمل ما شئت (
کتاب امامت ورهبری