خاتم النبيين يعنی چه
خاتم النبيين يعنی چه ؟
اما [ ( خاتم ) ] همين معنی و مفهوم پايان دهنده را میبخشد به علاوه يك مفهوم اضافهای دارد که مهر زدن است كه در اينجا موضوع رسالت و نبوت تشبيه شده است به يك نامهای كه پايان میيابد و نويسنده آن نامه نقش و مهر خود را در پايان آن میزند و در پايان خودش را به وسيله آن مهر معرفی میكند ، پس باز هم مفهومش پايان دادن است ، اما اين مفهوم اضافه را هم دارد كه اين مهری است كه با آن اين طومار بسته شد . امروز میبينيد كه معمول جور ديگری است . وقتی كه مثلا صفحه يك دفتری را میخواهند ببندند زير آن را به طرز مخصوصی خط كشی و امضاء میكنند برای اينكه به غلط كسی قلم نبرد و بعد چيزی به آن اضافه نكند . وقتی كه مهر میزدند ، اين مهر دو خاصيت داشت ، يكی اين بود كه معرف كامل نويسنده نامه بود ، و دوم اينكه ديگر نامه را میبست و علامت پايان دادن به نامه بوداينجا كه اين تعبير را درباره خاتم الانبياء دارد ، میخواهد بفرمايد كه اين ديگر نقشی است كه با آن ، نامه نبوت ، كتاب نبوت ، درس نبوت به پايان رسيد و اين علامت بسته شدن آن است ، به طوری كه هر كه به هر نام كه بعد از او بيابد و ادعا كند معلوم است كه مجعول و دروغ است
آيات ديگری هم در قرآن راجع به ختم نبوت داريم ،آياتی كه البته به اين عبارت نيست ولی خود مطلب حكايت میكند از اين معنی ،
1-مثلا آياتی كه دلالت میكند بر اينكه امت اين پيغمبر امت وسط است ، امت معتدل است ،بالاترين امتها است : « و كذلك جعلناكم امة وسطا(سوره بقره ، آيه . 143)امت كامل و معتدل ، امتی كه ديگر امتی بالاتر از آن نمیتواند در دنيا وجود داشته باشد .
اين هم خودش میرساند ختم نبوت را .
اگر پيغمبری بعد
از اين پيغمبر بيايد ، آن پيغمبر و آن امت كه نمیتواند ناقصتر از اين باشد اگر
بعد بخواهد امتی بيايد بايد كاملتر باشد ، ولی قرآن میفرمايد ديگر
امتی بالاتر از
امت اسلام كه تربيت شده به تعاليم اسلام باشد فرض نمیشود.
2-همچنين آياتی كه راجع به خود قرآن مجيد است كه میفرمايد : ما اين كتاب را برای هميشه حفظ و نگهداری میكنيم : « انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون (سوره حجر ، آيه 9(
ما اين ذكررا،اين قرآن رانازل كردهايم وبرای هميشه حافظ آن هستيم(نگهداری میكنيم )
يعنی چه ؟ آيا يعنی مثلا در كتابخانهها نگهداری
میكنيم ؟ نسخهاش را نگهداری میكنيم ؟ يا اين را همين
طوری كه هست در
ميان مردم نگهداری میكنيم ، زنده نگهداری میكنيم
. مسلم اين دوم
است ، يعنی قرآن برای هميشه در ميان مردم خواهد بود ، بنابراين كتاب منسوخ شدنی
نيست .
3-آيات ديگری در قرآن هست كه دلالت میكند بر اينكه پيغمبران گذشته همه مبشر اين پيغمبر بودهاند و همه مقدمه اين پيغمبر بودهاند . يكی اين آيه است : « و اذ اخذ الله ميثاق النبيين لما آتيتكم من كتاب و حكمة ثم جاء كم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به و لتنصرنه (سوره آلعمران ، آيه81 )
. ما از همه پيغمبران بدون استثناء پيمان گرفتهايم كه هر زمانی كه برای شما كتاب و حكمت بيايد و ما به شما كتاب و حكمت بدهيم ( يعنی در آينده ) ، و پيغمبری در آينده خواهد آمد كه او تصديق میكند گذشتهها را ، بايد و البته بايد شما از حالا به آن پيغمبر ايمان بياوريد ، و بايد و البته بايد كه شما از حالا او را ياری بكنيد به اينكه بشارت به او را پخش كنيد و ايمان به او در ميان امت خودتان القاء كنيد :
قال أأقررتم »آيا شما اقرار كرديد به اين
واخذتم علی ذلكم اصری »و پيمان مرا براين مطلب گرفتيد( يعنی حاضرشديد كه براين قضيه بامن پيمان ببنديد ؟
قالوا اقررنا » بلی ما پيمان بستيم . «
قال : فاشهدوا و انا معكم من الشاهدين »خدا فرمودكه پس همه شاهدباشيدومن خودم هم از شاهدهاخواهم بود
اين آيه كريمه از نظر تركيب نحوی و دستوری همان طوری كه صاحب [ ( مجمع البيان ) ] میگويد از مشكلترين آيات قرآن است : از نظر دستور زبان عربی [ ( لما ) ] مثلا مای آن موصوله است يا مای زمانيه است يا اينكه مای مصدريه است . آيا لما بخوانيم يا لما يا لما ؟ يكنفر لما خوانده است ، ولی به هر حال منظور و مقصود كلی كه در اين آيه هست همين است ، و اين همان مضمونی است كه در روايات ما هم زياد وارد شده است .
کتاب خاتمیت
مطهری