فيلم هاي هاليوودي
فيلم هاي هاليوودي
فراماسون
ها براي رسيدن به اهداف آخرالزمانيشان، به روش هاي متفاوتي متوسل مي شوند؛
به طوري که در برابر ملل مختلف، سياست هاي متفاوتي را به کار مي بندندیکی
از کارهای انها تلاش براي ارايه ي تصوير مادي از آينده ي دنيا و نفي وجود
منجي آسماني وتلاش براي معرفي کشور ماسوني آمريکا به عنوان منجي ملت هاي
جهان در فيلم هاي هاليوودي است.
بدين ترتيب که به واسطه ي حمايت از نظريه هايي همچون نظريه ي « پايان تاريخ » فوکوياما، نظريه ي « موج سوم » آلوين تافلر و ...، کمال مطلوب را براي کشور هاي جهان سوم، همان شرايط کنوني کشورهاي غربي دانسته و نظام ليبرال–دموکراسي امروزه کشورهاي غربي وموج علمي و اطلاعاتي اين کشور ها را منجي کشور هاي جهان سوم مي دانند.
آنان
با تبليغ اين نکته که نظام کنوني کشور هاي غربي، منجي کشور هاي جهان سوم و
منجي کل جهان است، تلاش مي کنند تا اعتقاد به منجي آسماني را در پيروان
اديان الهي از بين ببرند و آن ها را سرگرم منجيان دروغين زميني نمايند.
متأسفانه
امروزه بسياري از کشور هاي مسلمان تحت تأثير ديدگاه مذکور قرار گرفته و
تنها براي رسيدن به شرايط مادي جهان غرب تلاش مي کنند و از هرگونه حرکت
منجي گرايانه اجتناب مي ورزند و در اين زمينه در رکود و سکوت مرگباري
معلقند.
فراماسون ها و صهيونيست ها که با ادعاي بازگشت مسيح
(ع) و ظهور منجي به فريب مسيحيان اوانجليکال و يهوديان مي پردازند، به
صورت کاملاً موذيانه و نامحسوس وجود هرگونه منجي آسماني را نفي مي کنند و
خود را به عنوان منجي بشريت معرفي مي نمايند که اين امر توسط فيلم هاي
هاليوودي و با تأثير بر ناخودآگاه انسان ها به نحو احسن انجام مي شود.
در اين فيلم ها عموماً عنوان شده است که خطراتي همچون ويروس هاي مرگبار، موجودات وحشي ناشناخته، انسان هاي تغيير حالت يافته در محيط آزمايشگاه، موجودات فضايي، دايناسور ها، شهاب سنگ هاي آسماني، جنگ هاي اتمي و ... همواره جان همه ي انسان ها را تهديد مي کنند.
اما
نکته ي مشترک در بين همه ي فيلم هاي فوق اين است که در همه ي آن ها دولت
ماسوني آمريکا و يا يک قهرمان آمريکايي، مردم دنيا را از خطري که آنان را
تهديد مي کند، نجات مي دهد و بقيه ي ملت ها انگشت به دهان، قهرمان
آمريکايي را تحسين مي کنند.
جالب اينجا است که در فيلم هاي
مذکور، هيچ خبري از منجي آسماني نيست و جهان در حالي که غرق در فلاکت و
مصيبت است، بدون منجي الهي با خطر دست و پنجه نرم مي کند. در واقع
قهرمانان آمريکايي و يا دولت آمريکا در اين فيلم ها، به جاي منجي آسماني
نقش ايفا مي کنند و خود را در نقش يک منجي زميني قدرتمند نشان مي دهند.
براي
مثال حتي در فيلم (Armageddon) که نام آن از کتاب مکاشفات يوحنا اقتباس
شده است، خبري از درگيري بين دو سپاه خير و شر نيست و منجي فيلم نيز حضرت
عيسي (ع) نمي باشد؛
بلکه در اين فيلم، خطر اصلي از جانب شهاب سنگ هاي آسماني بوده و منجي فيلم نيز يک گروه علمي است که مانع برخورد شهاب سنگ ها به زمين مي شود!
اين فيلم نشان مي دهد که دولت هاي ماسوني تلاش مي کنند تا مفاهيمي همچون واقعه ي کم و بيش ساختگي آرماگدون را نيز به صورت يک حادثه ي طبيعي تفسير کنند و خود را به عنوان منجي آن معرفي نمايند.
هدف اصلي از ساخت اين فيلم ها، انکار وجود هرگونه منجي آسماني و معرفي دولت هاي قدرتمند ماسوني به عنوان منجي زميني مي باشد
با توجه به مطالب ذکر شده، درمي يابيم که بر خلاف ادعاي دولت هاي ماسوني مبني بر تلاش براي بازگشت مسيح (ع)، اين کشور ها که اساساً بر مبناي تعاليم الحادي شکل گرفته اند، عملاً خود را به عنوان منجي جهان معرفي مي نمايند و وعده هاي شيرين اديان الهي را مبني بر ظهور منجي الهي نفي مي کنند.
خلاصه ای ازسایت اخرالزمان