ساخت فيلم ضد ايراني 300.


در ماه مارس سال 2007 ميلادي (اسفند سال 1385 شمسي)

ودقيقاًهمزمان با اعمال فشارشديدغرب برپرونده ي هسته اي ايران،

فيلم ضد ايراني 300

به کارگرداني زک اسنايدر (Zack Snyder)

بروي پرده سينمارفت.

اين فيلم جنجالي،

از کتاب کمدي وبي پايه واساس (300)

نوشته ي فرانک ميلر (Frank Miller) اقتباس شده است.

اما اين فيلم، در پس ظواهر هنري و تاريخي خود،

حاوي پيام ها و اهداف سياسي خطرناکي است.

مسايلي که سبب شده است

فيلم 300 به عنوان يک فيلم سياسي وآلت دست کشور هاي ماسوني مطرح شود،

عبارتند از:

-1درحال حاضر(سال 2007 ميلادي)که

جهان غرب،به بهانه ي پرونده ي هسته اي،ايران را

آماج شديدترين حملات تبليغاتي قرارداده است و

بااهرم شوراي امنيت سعي درتضعيف ايران دارد،

ساخت فيلم 300 بزرگترين کمکي بودکه

صنعت سينماي ماسوني وصهيونيستي هاليوود

ميتوانست به دولتهاي غربي نمايد.

زيرااين فيلم باارايه ي چهره اي خشن وجنگ طلب از ايرانيان،

زمينه را براي تنفراروپاييان وآمريکاييان ازايران آماده کرده و

اين تنفرسبب ميگرددتااجماعي در داخل کشورهاي غربي برعليه ايران تشکيل شود.

2) فيلم 300 پرازصحنه هاوديالوگهايي استکه

مستقيم ياغيرمستقيم،

به مناقشات سياسي امروز ايران(وحتي اسلام)باغرب ميپرد

ازدودراين بين حق را به جهان غرب مي دهد.

از مهمترين صحنه ها و ديالوگ ها=

A) دراکثرصحنه هاي فيلم،

ايرانيان بالباسهايي عربي وبا چهره هايي مشابه اعراب ديده مي شوند.

پس ازواقعه ي ساختگي 11 سپتامبر،

تبليغات شديدي عليه اسلام وبخصوص اعراب انجام شد.

مخصوصاًبدليل معرفي گروه تکفيري القاعده بعنوان مسبب اصلي واقعه،

تبليغاتي زيادي عليه اعراب شکل گرفت.

فيلم 300باتوجه به اين تبليغات،

به همسان سازي چهره ي ايرانيان و اعراب پرداخته

تابدين وسيله چهره ي افرادعربستاني که توسط رسانه ها

به عنوان مسببين حادثه ي ساختگي11سپتامبر معرفي شده اند،

مجدداًدراذهان مردم آمريک زنده نمايد.

B).مطمئناًحضورملکه ي اسپارت دراين بخشها تصادفي نيست؛

بخصوص که درصحنه هاي ابتدايي فيلم،

ديالوگ هايي اززبان اولين فرستاده ي خشايارشاه بيان ميگردد که

درآن،بحضور زنان در جلسات سياسي اعتراض مي شود.

به نظر مي رسد که بي حرمتي سفيرايران نسبت به زنان،

حرکتي شيطنت آميز است که بااستفاده ازآن قصددارندتا

ايرانيان رابه نقض حقوق بشرومحدود نمودن زنان، متهم نمايند.

البته لازم بذکرست که

درکتاب مصور 300 اثرفرانک ميلرکه فيلم 300 ازآن اقتباس شده،

بهيچ عنوان ملکه ي اسپارت

درصحنه ي گفتگوبين اولين نماينده خشايارشاه ولئونيداس(پادشاه اسپارت)حضورندارد

وسازندگان فيلم 300بعمد و براي مقاصد سياسي،

ملکه ي اسپارت را در صحنه ي مذکور، شرکت داده اند.

C) کشته شدن اولين فرستاده ي خشايارشاه به دست لئونيداس،

فرستاده ي خشايارشاه وهمراهانش بدست لئونيداس

درچاه بزرگي افتاده و کشته ميشوند.

دراين صحنه،

ديالوگ جالب وتأمل برانگيزي

بين اولين فرستاده خشايارشاه ولئونيداس برقرارميشود؛

فرستاده ي خشايارشاه ميگويد:

رسم بر اين نيست که فرستاده ي پادشاهان را بکشند.»

اما لئونيداس در پاسخ مي گويد:

« تو به ملکه ي من توهين و مردم کشورم را به مرگ تهديد کردي و ... . »

وبدين ترتيب لئونيداس،انهارا بدرون چاه مي افکند.

نکته جالب اينکه درکتاب مصور 300 اثرفرانک ميلر

درصحنه ي مذکوربهيچ عنوان لئونيداس

علت کشتن فرستاده را توهين به ملکه نمي داند

دليل اينکاررا تهديدخشايارشاه به جنگ بايونان ذکرميکندکه

اين مسأله نيز دستکاري عوامل سازنده ي فيلم را

در مطالب کتاب 300 نشان مي دهد و

پرده از توطئه هاي آنان برمي دارد.

همان گونه که ملاحظه فرموديد،

لئونيداس به عنوان سمبل يک پادشاه و حاکم غربي،

برخلاف اصول ديپلماتيک،فرستاده خشايارشاه رابه قتل مي رساند.

اين صحنه، خود تبليغي براي خودکامگي رهبران کشورهاي غربي است؛

چراکه مطابق فيلم،آنان مجازبه انجام هرکاري هستند.

درواقع ميتوان گفت که اين بخش ازفيلم،

برجنايتهاواعمال يکجانبه ي کشورهاي ماسوني اسراييل و آمريکا

ازجمله دستگيري ديپلماتهاي ايراني درعراق ولبنان،

اشغال خودسرانه عراق وافغانستان و..

که مخالف اصول ديپلماتيک هستند،

سرپوش مي گذارد و

اين کشور ها را مجاز به انجام هر نوع برخوردي با مخالفانشان مي داند

D) چهره ي دومين نماينده اي که خشايارشاه به نزد يونانيان فرستاد

تاآنها راواداربه تسليم نمايد،

بسيارشبيه بچهره ي جعلي « بن لادن »استکه

آمريکا پس ازواقعه ي ساختگي 11 سپتامبردررسانه هابه نمايش گذاشته بود.

البته منظورازجعلي اين نيست که

مافعاليت گروه تکفيري وتروريست القاعده را تأييد مي نماييم،

بلکه منظوراينست که آمريکا

درراستاي جعل اسنادواقعه 11 سپتامبر،

فيلمي منسوب به بن لادن رادررسانه ها منتشر نموده بود

E)مناظره و ديدارخشايارشاه ولئونيداس(پادشاه اسپارت)،

ازجمله بخشهاي کاملاً سياسي و هدفمند فيلم 300 است که

باهدف تمسخرمذاکرات وگفتگوهاي صلح آميزباايران ساخته شده است.

دراين قسمت ازفيلم،

خشايارشاه درحاليکه ژستي مغرورانه به خودگرفته و

ميکوشدتاازموضع قدرت به پادشاه اسپارت بنگرد،

ضمن دعوت لئونيداس به تسليم ودادن وعده ي حکومت يونان به وي، مي گويد:

« ما مي توانيم با هم تبادلات فرهنگي داشته باشيم. »

اما لئونيداس اين حرف خشايارشاه رابه تمسخرگرفته وگفته ي اوراردمي کند.

اين بخش ازفيلم به شکلي کاملاً موذيانه،

بحث « گفتگوي تمدن ها » را که

از طرف ايران در مجامع بين المللي مطرح شده است،

به تمسخر مي گيرد و

« گفتگوي تمدن ها »را

مردوددانسته وتنهاراه برخورد باايران را جنگ مي داند.

F) درفيلم300علاوه براشخاص،

ازنمادهانيزبرای خدمت به اهداف آخرالزماني فراماسونري و

مقابله با ايران و اسلام استفاده شده است.

که از مطالب موجود در احاديث و روايات، استفاده شده و

عليه آن ها موضع گيري شده است

براي مثال،

پرچم لشکرخشايارشاه که نمادشرميباشد،به رنگ سياه است و

عجيب اينکه کارگردان وگروه فيلمبرداري،

علاقه ي شديدي به نمايش اين پرچمها داشته ودر صحنه هاي حساس و کليدي،

آن ها را به نمايش گذاشته اند.

با توجه به روايات فراواني که

درموردخروج پرچم هاي سياه ازخراسان،

براي ياري حضرت مهدي (عج) وجوددارد،

عوامل تهيه کننده ي فيلم 300 تلاش کرده اند

تابين پرچمهاي خشايارشاه که احتمالاًدراصل نيزسياه نبوده است

وپرچم سياه خراسان درروايات اسلامي،

ارتباطي برقرار نمايند و با اين ترفند،

مردم کشور هاي غربي را از هر گونه پرچم سياه ايراني–اسلامي بترسانند.

G)ازديگرصحنه هايي که فيلم 300 رابامفاهيم آخرالزماني پيوندميدهدو

دسيسه هاي حاميان فراماسونراين فيلم رابملاميکند،

صحنه ايستکه درآن يک فردسوار براسب سفيد،

ازميان مه به سمت لشکراسپارت تاخته و

سريکي ازسربازان اسپارتي رابصورت رقت باري از تن جدا مي کند.

دوربين،چهره ي سواررا نشان نمي دهدوبه اوحالتي رمزآلود ميدهد.

همچنين اسب سوارمذکورتنهادر همان صحنه به ايفاي نقش ميپردازدو

ديگردرفيلم مشاهده نمي گردد.

اين مسايل نشان ميدهدکه ازنظرعوامل سازنده اين شخص،

يک انسان معمولي نبوده است؛

بلکه احتمالاًمنظورانهاازاين شخص،منجي مسلمانان،بوده است.

H) يکي ديگرازصحنه هاصحنه اي استکه

بصورت عمودي وازبالا،جسدتير خورده ي لئونيداس ويارانش رانشان ميدهد.

دراين صحنه،جسد لئونيداس،

به شکل صليب به نمايش در آمده است.

بنظرميرسدکه تلاش شده تابين لئونيداس و

مسيح همسان سازي شودتادرحد او تقديس شود.

(Iمقايسه ي آتن واسپارت (نام دوشهربزرگ يونان قديم)

بنحوي که لئونيداس (پادشاه اسپارت)

درقسمتهاي مختلف فيلم،

آتني هارا فيلسوفهاي بي خاصيت و

اسپارتي هاراانسانهايي شريف وشجاع معرفي مي نمايد.

با کمي دقت مي توان دريافت که آتن نمادکشورهاي اروپايي

واسپارت نمادآمريکا ميباشد؛

زيرا اتحاديه ي اروپاوکشورهاي فرانسه،آلمان وانگلستان،

درتقابل باايران وکشور هاي اسلامي ازابزار مذاکره استفاده مي نمايند

(هرچندکه زهرآلود است)،

اما آمريکاباابزارنظاميگري وميليتاريسم،

به مقابله باايران وکشورهاي اسلامي مي پردازدو

اين تفکررابه بينندگان آمريکايي تزريق مينمايدکه

ازبين راه حلهاي مذاکره وبرخوردنظامي،

حملات نظامي ابزاربهتري براي مقابله باايران و کشورهاي اسلامي است؛

چنانکه در فيلم نيزمرگ آتني ها توام باخفت وخواري

امامرگ لئونيداس ويارانش توأم باعزت وسربلندي به نمايش درآمده است؛

امانکته ي پاياني

که درمورد فيلم 300 بايدبه آن اشاره کنيم،اين استکه

ساخت « فيلم 300 »،

همانند فيلم « مقبره ي گمشده ي مسيح (ع) »وفيلم کد داوينچي

نشان ميدهدکه

احتمالاً فراماسونهادرحال اجراي آخرين برنامه هاي آخرالزمانيشان هستند

زيرادرفيلم 300 نيزهماننددوفيلم ديگرشاهدهستيم که

ماسونها بعضي ازابزارهاي قديمي خودرادورانداخته و

ديگرنيازي به استفاده ازآنها نمي بينند.

ازجمله ي اين ابزارها،ادعاي پيوندقوي ايرانيان باستان و يهوديان ميباشد.

دراين حربه،صهيونيستهاتلاش ميکردندتابظاهرخودرادوست قديمي ايران نشان دهند؛

بدين ترتيب که

وقايعي همچون آزادشدن اسيران يهودي گرفتاردربابل بدست کوروش هخامنشي،

ازدواج استريهودي وخشايارشاه هخامنشي و

وزارت مردخاي (عموي استر)

رادردربارخشايارشاه،

بعنوان نماد پيوندايرانيان باستان ويهوديان معرفي نموده و

بدين وسيله تلاش ميکردندتاازايران قبل ازانقلاب،

بعنوان يک شريک وهمکار در منطقه استفاده نمايند.

براي انجام اين امر،در دوران قبل ازانقلاب اسلامي،

تفکرات ملي گراوغيرمذهبي درايران تقويت شده

وتلاش ميشدتا ايران باستان،بعنوان تنهاهويت ايرانيان معرفي گرددو

هويت اسلامي ايرانيان،به بوته ي فراموشي سپرده شود.

(برگزاريمراسم 2500 ساله شاهنشاهي بخشي از اين برنامه هابود.)

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نيز سياست صهيونيستي ذکر شده،

از طرف دولت هاي ماسوني آمريکا و اسراييل ادامه يافته و

در برنامه هاي ماهواره اي و ... تفکر مذکور تبليغ مي شد.

اما نکته ي جالب اين که در فيلم 300 حتي به ايران باستان نيز رحم نشده است و

ايرانيان باستان نيز به عنوان موجوداتي وحشي معرفي شده اند!

جالب تر اين که پادشاه ايراني مورد بحث در اين فيلم (خشايارشاه)،

همان کسي است که يهوديان قبلاً به ازدواج وي با استر افتخار مي کردند و

او را شاهي مقتدر و نيکو سرشت معرفي مي نمودند!

خلاصه ای ازسایت اخرالزمان