15بقره
(15) اللّهُ يَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِى طُغْينِهِمْ يَعْمَهُونَ
خداوندآنانرا به استهزا مى گيرد وآنان را درطغيانشان مهلت مى دهد تاسرگردان شوند.
اللّهُ يَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ= يَسْتَهْزِىءُ =هُزُو=استهزا میکند
خداوند با خوار و حقیر ساختن منافقان، آنان را به استهزا خواهد
گرفت.
استهزاى منافقان ازسوى خدا، کیفر
تمسخر آنان نسبت به اسلام و جامعه ایمانى است.
كيفرهاى الهى،متناسب باگناهان گنهکاران است.انّمانحن مستهزؤن ، اللّه يستهزئ بهم
امام رضا عليه السّلام درتفسير اين آيه مى فرمايد: خداوند، اهل مكر وخدعه واستهزا نيست لكن جزاى مكرواستهزاى آنانرا مى دهد. همچنان كه آنان را در طغيان وسركشى خودشان،رهامى كندتاسردرگم وغرق شوند.وچه سزايى سخت تر ازقساوت قلب وتسلّط شيطان ووسوسه هاى او،ميل به گناه وبى رغبتى به عبادت، همراهى وهمكارى باافراد نااهل وسرگرمى به دنيا وغفلت از حقّ كه منافقان بدان گرفتار مى آيند.
نکته= خداوند منافقان را به دلیل اظهار ایمان در این جهان، در مقررّات ارث، نکاح، دفن و مشابه آن، همردیف مسلمانان قرار داده است امّا به سبب نفاق و کفر درونى، در جهان دیگر، آنان را همانند کفرگرایان عذاب خواهد کرد؛ و این دو شیوه برخورد با آنان در دنیا و آخرت بسان تمسخر آنان است.پس چون منافقان، دوگانه رفتار مى كنند ولذا با آنها نيز دوگونه برخورد مى شود؛ دردنيا احكام مسلمانان رادارند ودرآخرت كيفر كفّار را مى بينند.
منافقان باخداطرفند، نه بامؤمنان . (آنها مؤمنان رامسخره مى كنند، ولى خدا به حمايت آمده وپاسخ مسخره ى آنان را خودش مى دهد
استهزا، اگربه عنوان پاسخ باشد مانعى ندارد. نظير تكبّر درمقابل متكبّر. استهزا و به تمسخر گرفتن آن گاه که سزاى تمسخر و استهزا باشد، ناپسند نیست.
وَيَمُدُّهُمْ فِى طُغْينِهِمْ يَعْمَهُونَ=ازمهلت دادن وزياده بخشى هاى خداوند، نبايد مغرور شد
سركشى وطغيان، زمينه اى براى سردرگمى هاست و منافقان، مردمانى متحیر و سرگردان در وادى گمراهى و طغیانگرى
يَعمهون=ازعَمَه مثل عَمى مى باشد لكن(عمى)كورى ظاهرى راگويند و(عمه) كورىباطنى
عَمَه=مصدر «یعمهون=تحیر و سرگردانى = «یعمهون» حال براى «هم» در «یمدّهم» مى باشد. «فى طغیانهم» علاوه بر تعلقش به «یمدّهم» متعلق به «یعمهون» نیز مى تواند باشد. بنابراین جمله چنین معنا مى شود: خداوند بر طغیانگرى منافقان، در حالى که در گمراهى و طغیان سرگردانند مى افزاید.
عَمَه=حیرت/ رفت و امد بی مقصد /به بن بست
رسیدن/ راه روی بی راهنما
مؤمنان
راستین در پیشگاه خدا، بسیار عزیز و محترم هستند که خداوند در مقام پاسخ، به
استهزاگرى منافقان نسبت به مؤمنان خود در مقام پاسخ و دفاع برآمده و با ابتدا به
نام جلاله «اللّه» خود را استهزا کننده آنان قرار داده است.
طغیان=طَغی ا=سرکشی/ تجاوز از
حریمها مَدّ=مصدر یَمُدّ= افزودن =مد و کش دادن= مدد کردن به کسی چراکه توانایی او را توسعه
و کش میدهد= مهلت دادن که نوعی مدد است.
طغیانگرى و سرگردانى اهل نفاق، همچنان رو به افزایش و فزونى است.
مهلت دادن به منافقان، گمراهان و طغیانگران از سنّتهاى الهى
است.
نکته=چرا خدا به انها مهلت میدهد؟ یکی از الطاف خفیه خدا ان است که انسان را به خاطر گناهی که مرتکب میشود مبتلا سازد تا زودتر بیدار شود و توبه کند ولی لطف خدا از طغیانگران قطع شود و به انها فرصت میدهد تا با خیالی اسوده بر گناهان خود بیفزایند زیرا اگر انسان بعد از انجام گناه گوشمالی نشود به مرور زمان این تصور در او بوجود می اید که نظارت خدا بر اعمال بندگان دروغ است و این باعث میشود که اوبرای گناهان بیشتر و بزرگتر جرات پیدا کند.(اگر کسی خدا محور نباشد و به جهان با دیده مادیگری بنگردحتی اگر طغیانگر هم نباشد خواهد دید که اعمالش برای اوارامش به بار نمی اوردو به پوچی خواهد رسید)
نکته= در فرهنگ عرب، جزاى هر عملى را به همان نام ذکر مى کنند. در قرآن نیز آمده است که:وَ جَزاؤُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلَها =و کیفر بدى، مانند آن، بدى خواهد بود
کیفر «عقوبت» را همان «عقوبت» نامیده است:وَ اِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ=اگر عقوبت کردید، همانگونه که عقوبت شده اید، [عنصر متجاوز را] به عقوبت برسانید...در اشعار عرب نیز نظیر این مورد، بسیار آمده است.
نکته= ابن عبّاس مى گوید:در روز رستاخیز، هنگامى که منافقان وارد دوزخ مى شوند و درمیان
شعله هاى سوزان آتش قرار مى گیرند و راه نجاتى نمى یابند، بناگاه درى به سوى بهشت
براى آنان گشوده مى شود و آنان بدان سو هجوم مى برند؛ امّا با نزدیک شدن به آن، در
بسته مى شود؛ آنگاه در دیگرى نمایان مى شود و باز هم پس از هجوم آنان، بسته مى
شود؛ و همینطور خداوند آنان را به مسخره مى گیرد و مردم باایمان به آنان مى خندند.
قرآن مى فرماید:«فَالْیَوْمَ الَّذینَ آمَنُوا مِنَ
الْکُفّارِ یَضْحَکُونَ=امّا امروز مؤمنان هستند که به کافران مى خندند..