3 بقره
(3) الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَمِمَّا رَزَقْنَهُمْ يُنفِقُونَ
(متّقين)كسانى هستن كه به غيب ايمان دارندونمازرابه پامیدارند وازآنچه روزىشان کردیم،انفاق میكنند
يُؤْمِنُونَ =اینجا این فعل مضارع امده در حالیکه در قران غالبا بصورت امَنوا می اید= چون فعل مضارع غالبا بر استمرار دلالت دارد(یعنی همواره) =از این تعبیر استفاده میشود که در دیدگاه قران ،متقی دائما در حال ایمان اوردن است.زیرا بر اثر مطالعه و عبادت معارفش زیاد میشود وطبعا ایمانش(بخصوص اینکه دایره غیب بسیار وسیع است.
ایمان ازریشه (أمن )یعنی مطمئن وخالی ازشک و ریب است یعنی مستقر شدن اعتقاد درقلب (همراه بااقرار زبانی و عمل به جوارح و اعضاء)و شک و ریب آفت اعتقاد هستند
الْغَيْبِ= الف و لام ان برای استغراق جنس است(تمام اسرار غیب) قرآن، هستى رابه دو بخش تقسيم مى كند: عالم غيب وعالم شهود. متّقين به كلّ هستى ايمان دارند، ولى ديگران تنها آنچه راقبول مى كنند كه برايشان محسوس باشد. حتّى توقّع دارند كه خدا را با چشم ببينند وچون نمى بينند، نمى خواهند به اوايمان آورند. چنين افرادى هنوز ازمدار حيوانات نگذشته اند وراه شناخت رامنحصر به محسوسات مى دانند ومى خواهند همه چيزراازطريق حواسّ درك كنند.
متّقين نسبت به جهان غيب ايمان دارند، كه برترازعلم است . دردرونِ ايمان، عشق، علاقه، تعظيم، تقديس وارتباط نهفته است، ولى درعلم،اين مسائل نيست
پس=اساسى ترين اصل درجهان بينى الهى = هستى،منحصر به محسوسات نيست
از نکته هایى که مى تواند به کارگیرى «الغیب» را به جاى «اللّه» توجیه کند، این است که در گام نخست به انسانها یادآورى شود که هستى منحصر به محسوسات نیست.
يقيمون الصلوة=
یقیمُ(قَوَمَ)=قائم میکند /برپا میکند=افتاده را بلند کردن
فعلهاى مضارع (یقیمون و ینفقون) حکایت از تجدد و استمرار دارد =نماز و
انفاق باید برنامه همیشگى انسان باشد، نه مقطعى و موقت
یُقِیمُونَ=از اقامت است، و ریشه آن از قوام و قیام بمعنى برپا شدن و
فعلیّت پیدا کردن
الصَّلاةَ=از ماده صلو است، و بمعنى ثناء جمیل و ستودن نیکو باشد. اقامه و برپا داشتن نماز غیر از نماز خواندن است
1-متقی بایددرهر کجا که حضور می یابد انجا را محیط نماز و تقوا کرده و اقامه صلاة کند. 2-متقی نماز را با تمام شرایط فقهی و حال معنوی به جا می اورد
یُنْفِقُونَ= إنفاق اجراء کردن أمرى است که بإتمام و انتهاء برسد، چون إعطاء به عائله یا دیگرى که بحد لزوم و کافى باشد.
و این کلمه در مورد رزق مناسبتر است از اعطا و إنعام و إحسان:
|
زیرا إنعام از نعمت است و مخصوص مىشود بموارد نعمت و نیکویى |
|
اعطاء اعمّ است از آنکه در امور پسندیده و نیکو باشد یا نه، و بعنوان تملیک باشد یا تصرف دادن تنها. |
|
إحسان مطلق عمل نیکو انجام دادن است خواه باعطاء مال باشد یا نه |
رَزَقْنَهُمْ=
امکانات و داراییهاى انسان، رزقى است عطا شده از جانب خدا = باوربه خدادادى بودن امکانات و داراییها، زمینه ساز پیدایش روحیه انفاق گرى در انسان
سوال:چرا بر رزقنا تکیه شده و من اموالهم نیامده است؟
1-همه مردم صاحب ثروت نیستند پس باید از هر نعمتی که دارد در راه خدا انفاق کند
2-اموالی هستند که زیر مجموعه رزقنا قرار نمیگیرند مانند مال حرام که روزی خدا نیست
امام صادق عليه السّلام مى فرمايد: ازآنچه به آنان تعليم داده ايم درجامعه نشرمى دهند.
نکته ها=
ازهرچه خداوندعطا كرده (علم،آبرو،ثروت، هنرو...) به ديگران انفاق كنيم . انفاق بايد ازمال حلال باشد،چون خداوند رزق هركس راازحلال مقدّر مى كند.
با انفاق كردن مغرور نشويم . اگرباور كنيم كه همه نعمتها ازخداست، بهتر مىتوانيم قسمتى ازآن ر ا انفاق كنيم .
(يؤمنون ... يقيمون ... ينفقون ) =
1-ايمان،ازعمل جدا نيست.دركنارايمان به غيب،وظايف وتكاليف عملى مؤمن بازگوشده
2- بعداز اصل ايمان، مهمترين اصل عملى، اقامه ى نمازوانفاق است(درجامعه ى الهى كه حركت وسير الى اللّه دارد، اضطرابها وناهنجارى هاى روحى وروانى وكمبودهاى معنوى، بانماز تقويت ودرمان مى يابد وخلاءهاى اقتصادى ونابسامانى هاى ناشى ازآن، باانفاق پرومرتفع مى گردد.)
هدًى للمتقین. الذین
یؤمنون ... ینفقون= تربیت انسانهاى مؤمن
به غیب، پایبند به نماز و انفاق گر، از اهداف قرآن
امام صادق(ع)=«الذین یؤمنون بالغیب»یعنی کسانى که اقراربه حقانیت قیام قائم
دارند
از امام صادق (ع)=و مما رزقناهم ینفقون یعنى، از آن چه مابه آنان تعلیم
داده ایم خبر مى دهند(آن را نشر مى نمایند) و از آن چه ما از قرآن به آنها آموخته
ایم تلاوت مى کنند
این ایه اشاره دارد به اینکه=
|
1-اسلام در بردارنده احکام فردى و اجتماعى است |
|
2-ایمان بدون عمل و عمل منهاى ایمان، آدمى را به مرحله تقوا نخواهد رساند. |
تفسیرنمونه =از ویژگیهاى متقین عمل به پنج چیزاست که 3تای ان در این ایه امده
|
ایمان به غیب= ایمان به غیب درست نخستین نقطه اى است که مؤمنان را ازغیرآنها جدا مى سازد و پیروان ادیان آسمانى را در برابر منکران خدا و وحى وقیامت قرار مى دهد مـؤمـنـان بـه غیب عقیده دارند،سازنده این عالم آفرینش، علم و قدرتى بى انتها، و عظمت و ادارکـى بـى نـهایت دارد، او ازلى و ابدى است ، و مرگ به معنى فنا و نابودى نیست بلکه دریچه اى اسـت بـه جـهان وسیعتر و پهناورتر، در حالى که یک فرد مادى معتقد است جهان هستى محدود اسـت بـه آنـچـه ما مى بینیم و قوانین طبیعت بدون هیچ گونه نقشه و برنامه اى پدید آورنده این جهان است ، و پس از مرگ همه چیز پایان مى گیرد. |
|
ارتباط با خدا= ویژگى دیگر پرهیزکاران آن است که : ((نماز را برپا مى دارند)) (ویقیمون الصلوة) ((نماز)) که رمز ارتـبـاط بـا خـداسـت=آنهاتنها در برابر خدا سر تعظیم خم مى کنند =چنین انسانى احساس مى کند ازتمام مخلوقات دیگر فراتر رفته ، و ارزش آن را پیدا کرده که با خدا سخن بگوید، و این بزرگترین عامل تربیت او است. |
|
ارتباط با انسانها= آنها علاوه بر ارتباط دائم با پروردگار رابطه نزدیک و مستمرى با خلق خدادارند، و به همین دلیل سومین ویژگى آنها را قرآن چنین بیان مى کند: ((و ازتمام مواهبى که به آنها روزى داده ایم انفاق مى کنند قابل توجه اینکه قرآن نمى گوید: من اموالهم ینفقون (از اموالشان انفاق مى کنند) بلکه مى گوید: ((مـما رزقناهم)) (از آنچه به آنها روزى داده ایم) و به این ترتیب مساله ((انفاق)) را آنچنان تعمیم مى دهد که تمام مواهب مادى و معنوى را دربر مى گیرد |