صِرَطَ الَّذِينَ اءَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِالْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَالضَّآلِّينَ
(7) صِرَطَ الَّذِينَ اءَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِالْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلاَالضَّآلِّينَ
راه كسانى كه آنها رامشمول نعمت خودساختى،نه غضب شدگان ونه گمراهان
مراد ازنعمت در (انعمتَ عليهم )،نعمتِ هدايت است . زيرا درآيه ى قبل سخن ازهدايت بود. علاوه بر آنكه نعمت هاى مادى راكفّار ومنحرفين وديگران نيز دارند.
اين آيه راه مستقيم را، راه كسانى معرّفى مى كند كه مورد نعمت الهى واقع شده اند وعبارتند از: انبيا، صدّيقين، شهدا وصالحين .(نسا69) نکته=انسان درتربيت، نيازمند الگو مى باشد. انبيا، شهدا، صدّيقين وصالحان، نمونه هاى زيباى انسانيّت اند
اینها مقربین هستند و ترتیب مقامشان چنین است: انبيا=موسسان دین، صدّيقين=حافظان و مروجین دین(محصول دین)، شهدا وصالحين= سیلی خوردگان در راه دین
پس توجّه به راه اين بزرگواران وآرزوى پيمودن آن وتلقين اين آرزو به خود،ماراازخطركجروى وقرار گرفتن در خطوط انحرافى باز مى دارد
بعد ازاين درخواست، ازخداوند تقاضا دارد كه او را درمسير غضب شدگان وگمراهان قرار ندهد. .(حساس بودن صراط را میرساند که اولیا نیزازخطرمعاصی درامان نیستند) بنى اسرائيل نيز به گفته قرآن، مورد نعمت قرار گرفتند، ولى دراثر ناسپاسى ولجاجت گرفتار غضب شدند.
قرآن، مردم رابه سه دسته تقسيم مى نمايد: كسانى كه مورد نعمت هدايت قرار گرفته وثابت قدم ماندند(دارای ایمان و عملند)، غضب شدگان(فاقدایمان و عمل و محارب با خدا) وگمراهان(راه گم کردگان بی خردو دنیا طلب).
مغضوبين درقرآن
انسان در اين سوره، عشق وعلاقه وتولاّى خود را به انبيا وشهدا وصالحان وراه آنان، اظهار وابراز داشته و از مغضوبان وگمراهان تاريخ نيز برائت ودورى مى جويد واين مصداق تولّى وتبرّى است .
((ضلالت )) كه حدود دويست مرتبه اين واژه با مشتقاتش درقرآن آمده است . گاهى درمورد تحيّر بكار مى رود، (ووَجدَك ضالا)(83) وگاهى به معناى ضايع شدن است، (اضلّ اعمالهم )(84) ولى اكثرا به معناى گمراهى وهمراه با تعبيرات گوناگونى نظير: (ضلال مبين )، (ضلال بعيد)، (ضلال قديم ) به چشم مى خورد.
فرق ضال و مغضوب
هردواهل اتش اندولی باتوجه به درجه بندی گناهان فرق هایی دارند
مغضوب به کافرانم و فاسقانی گفته میشود که علاوه بر انحرافشان از راه خدا ،معاند و محاربندو در گمراهی دیگران هم نقشی موثر دارند.
ولی ضال به کافروفاسقی اطلاق میشودکه غالبا سردر اخور خود دارند.
بعضی گفته اندکه مراد از مغضوب یهود و مرا از ضالین نصارا هستند= به این مناسبت که عمل یهود سرپیچی و پیامبر کشی و غرور در مقابل خدا بود .ولی نصارا به افراط و تفریط در دین و مبالغه در مورد حضرت عیسی و مریم گرفتار شده و در چاه گمراهی افتادند.
در استعمال قران منافق و مشرک در زمره مغضوبین هستند(انها که مورد خشم و غضب قرار گرفته اند)و ضالین شامل ظالمان و کافران و اهل معصیت است(انها که در گمراهیند
چرا مغضوب برضال مقدم شده است؟
زیرا اثر گناهان مغضوب کننده ، مهلک و انی است و انسان را بکی ساقط میکند ولی سایر اعمالکه از روی حب دنیا و جهل انجام میگیرد اثر تعجیلی ندارد و فرصت توبه را برای شخص باقی میگذارد.
نکته=آنچه ازخداوندمى رسد،نعمت است.قهروغضب راشخص بوجود مى آورد
چند نکته در باب اهمیت نماز=
پیامبر اسلام فرمودند=چون وقت نماز میرسدفرشته ای ندا میدهد ای مردم حرکت کنید به سوی اتشی که (به سبب گناهان) افروخته اید وانرا با نمازتان خاموش کنید.
از پیامبر اسلام نقل است که فرمود کسی که دو رکعت نماز بخواند و فکرش به امور دنیا مشغول نباشدگناهانش بخشیده میشود
در حدیث امده است وقتی شخصی به نماز می ایستد ابلیس با حسد به او نظر می اندازد زیرا میبیند او را رحمت الهی در برگرفته است.
چرا اگر نماز قبول شود بقیه اعمال نیز مقبولند؟
درسوره طه 14 چنین امده است که هیچ معبودی جز من نیست پس بندگی مرا گردن گیر و نماز را به یاد من به پا دار.و وقتی معبودیت در انحصار خدا بود طبعا بندگی نسبت به غیر او جایز نیست.انسان با اقرار به بندگی خود (در مهم ترین فرازنمازوحمد=ایاک نعبد)،درزمره بندگان قرارمیگیردواحکام عبد بر او جاری میشود یعنی در حوزه خدایی وارد میشودو بقیه اعمالش در پی ان ارزش پیدا میکنندمانند شاگردی که جز دانش اموزان رسمی یک مدرسه میشودوازان پس تکالیف ازاو پذیرفته شده و مورد ارزش یابی میشود و کاری به حال عابران خیابان ندارند)