(5) إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

عبودیت به معنای تسلیم محض است.

در ادبیات فارسی کلمه بندگی از ریشه بند به معنای اویزان شدن و گره خوردن به چیزیست و عبد کسی است که در همه حال وابسته و گره خورده به خداوند باشد.افراد ضعیف النفس همین که داشتن دین بخواهد دنیایشان را به خطر بیاندازد بندِ بندگی را پاره میکنند و خدا را تا وقتی میخواهند که اسایش دنیایشان برقرار باشد.

 در مفردات راغب امده عَبَّدَالطریق : یعنی جاده را با رفت و امدش انقدر کوبید که راه برای عبور اماده شد.پس شاید بتوان گفت نَعْبُدُ یعنی خدایا وجود ما جاده ای هموار برای جولان امر توست.پس هر چه خواهی فرمان ده.

 

چرا کلمات نعبد-نستعین-اهدنا بصورت جمع بکار رفته است؟

1-نمازگزار عمل خودرا ناچیز و حقیر میداند و انرا در جمع عمل صالحان عرضه میدارد تا پذیرفته گردد.ازاینرو میتوانیم بگوییم کسی که نمازش را فرادا میخواند لااقل انرا در اول وقت به جا اورد تا به مقبولیت نزدیکتر باشد.زیرا بندگان صالح نماز را اول وقت میخوانند و شخص خود را در جمع انها قرار داده است.

2-با گفتن نعبد اخوت دینی خود را با تمام مسلمانان اعلام میدارد.

3-اصولا تشریع نماز به جماعت بوده به همین جهت جمع امده.

4-از انجا که انسان هم از قوای ظاهری(مانند چشم و گوش و...) و هم قوای باطنی(مانند قلب و خیال و نفس و...)دارد، گاه در نماز دست و پای او تسلیم باشد ولی دلش حاضر نباشد.از اینرو میگوید خدایا من و اعضایم عبد توییم و در این راه از تو کمک میطلبیم. و در حدیث امده مومن به تنهایی جماعت است( المومنُ وحدهُ جماعةٌ)

 

 

چرا إِيّاكَ مقدم شد؟

کلمه إِيّاكَ ضمیر مفعولی بر کلمه نعبد مقدم شده است این افاده حصر میکند. یعنی خدایا هدف من از عبادت فقط توئی

عدول از غیبت به خطاب:

از اول این سوره تا جمله مالک یوم الدین همه جملات به صورت غایب است ولی از ایاک نعبد به بعد جمله ها به صورت خطاب امده است.زیرا:

1-انسان به اسانی اجازه خطاب با رب را پیدا نمیکند مگر انکه نخست نسبت به او معرفت پیدا کند تا لایق مخاطبه با خدا شود.(این نحوه صحبت با خدا را خود خدا تعیین فرموده است.

2-مفهوم جمله مالک یوم الدین موجب عدول به خطاب گردیده است.اگر قرار باشد خدا اعمال بندگان را بررسی میکندبر مبنای کدام اطلاعات در قیامت بازجویی خواهد کرد؟=فهمیده میشود که خداوند هم اکنون ناظر بر اعمال ماست =پس او غایب نیست=پس نمازگزار که به اوج معرفت رسیده و به مقام حضور میرسد.

3-رب العالمین یعنی خدا مالک جمیع موجودات و مربی انهاست.پس همه اشیاء در محضر او حاضرند و خدا بر بندگان و اعمال انها محیط است. از اینرو میتواند جزا و کیفر بدهد و این اقتضامیکند که بنده حضور خودرا به صورت فاش شده در مقابل خدا دریابد.(تفسیر البیان /ایت ا.. خویی)

4-نکته ای که از ذهن ها مخفی مانده:اصولا اظهار بندگی و پرستش به معبود غایب تعلق نمیگیرد(اقتضای عبودیت=مخاطبه و مکالمه حضوری تناسب دارد)

 

 

 

 

 

وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

در مخاطبه سه عنصر وجود دارد=متکلم-مخاطب-موضوع(و هر کدام که اول اید اساسی تر است)=پس در این ایه اول خدا و بعد عبادت و بعد استعانت امده است.

انسان از خیلی چیزها میتواند استعانت بجوید اما نمازگزار که در مقام توحید محض است از ان یاری کننده حقیقی یاری میخواهد.

نمازگزار اقرار میکند که برای هر مطلوبی باید از خدا استعانت جست.=اگر به نمازی موفق میشویم عنایت و توفیق خدا همراه ما بوده پس سجده شکر بعد از هر نمازی برای همین نعمت است.

در این استعانت چه خواسته هایی دنبال میشود؟

1-در مورد همین نمازی است که نمازگزار در حال ادای ان است.

2- استعانت قیدی ندارد و بطور کلی برای تمام عبادات کمک میگیرد=زیرا مورد استعانت بعد از این جمله امده که همان صراط مستقیم است(تفسیر کشاف)

3-اصولا استعانت در موردی است که انسان به بن بست و عجز رسیده است (انسان با تمام سعی خود انچه در توانش بوده در سجده گاه حاضر اورده ولی دلش که حاضر نیست و قدرت مهار انرا ندارد را از خدا میخواهد)

 

 

 

 

 

 

نكته ها:

مراحل پرواز معنوى، عبارت است از: ثنا،ارتباط وسپس دعا.

بنابراين اوّل سوره ى حمد ثناست، آيه ى  (ايّاك نعبد) ارتباط وآيات بعد، دعا مى باشد.

ايّاك =بندگى، تنها در برابر خداوند رواست نه ديگران(عبادت، مقدمّه و وسيله ى استمداد است)

تکرار ايّاك= چون گفتگو بامحبوب واقعى شيرين است،لذا كلمه (ايّاك ) تكرارشد.

نعبد،نستعين =ابتدا بايد بندگى خدا كرد، آنگاه ازاو حاجت خواست .

 گر چه عبادت ازماست، ولى درعبادت كردن نيز نيازمند كمك اوهستيم .

ايّاك نعبد وايّاك نستعين نه جبر است ونه تفويض . چون مى گوييم : (نعبد) پس داراى اختيار هستيم ونه مجبور. وچون مى گوييم : (نستعين )  پس نياز به او داريم وامور به ما تفويض نشده است

ايّاك نستعين= قوانين حاكم برطبيعت محترم است، ولى اراده ى خداوند حاكم وقوانينِ طبيعى، محكوم هستند. لذا فقط ازاو كمك مى خواهيم .

مالك يوم الدّين ايّاك نعبد =توجّه به معاد، يكى ازانگيزه هاى عبادت است