بِسم اللّه الرّحمن الرّحيم

این آيه ازجايگاه خاصّى برخوردار است.

وتكرارآن درابتداى هرسوره،نشانه اهميّت آنست

از پیامبر (ص) در تفسیر فخر رازی ج 1 امده است که =هر کارمعتبری که با بِسم اللّه الرّحمن الرّحيم شروع نشود ناقص است و به اخر نمی رسد.

حضرت رسول فرمودند:هر کس کاغذی را که بر ان بِسم اللّه الرّحمن الرّحيم نوشته شده باشد را به جهت جلالت خداوند و اینکه زیر دست و پا قرار نگیرد از زمین بردارد نزد خداوند جزء صدیقین محسوب گشته وگناهان پدر و مادرش سبک و امرزیده خواهد شد اگر چه مشرک باشند.(ارشادالقلوب ج 1)

ونیز فرمودند:کسی که بِسم اللّه الرّحمن الرّحيم را بخواند خداوند در مقابل هر حرفی از ان 4 هزار حسنه برایش ثبت کند و 4 هزار خطا و لغزش اورا ببخشد و نیز4 هزار درجه بر مقام و منزلتش می افزاید.(بحار الانوار ج92)

حضرت رسول فرمودند:زمانی که مومن بروی پل صراط قدم میگذارد و میگوید بِسم اللّه الرّحمن الرّحيم زبانه های سوزان اتش خاموش میگردند و میگویند ای مومن برو نور تو شعله های روشن مرا خاموش کرد.(جامع الاخبار ص 42)

در ربیع الابرار از پیامبر نقل شده است که دعایی که اول ان با بِسم اللّه الرّحمن الرّحيم اغاز شود رد نمیشود.همانا امت من در قیامت در حالی که بِسم اللّه الرّحمن الرّحيم میگویند وارد میشوند پس حسنات و خوبی های انها در ترازوی اعمال سنگینی میکند.امتهای دیگر میگویند ترازوی اعمال امت محمد را چه چیزی سنگین کرده است؟ پس پیامبرای گویند اغاز کلام انها سه نام از نامهای خداوند متعال است که اگر در یک کفه ترازو گذاشته شوند و بدیها و گناهان مردم در کفه دیگر خوبیهای اینان همانا رجحان دارد.

 

بسم اللَّه مخصوص اسلام نيست وپيامبران ديگرنيزاين آيه راباهمين عبارت بكار برده اند. خداوند به حضرت عیسی پیام فرستاد: بسم الله را بسیار بر زبانت جاری ساز و کارهای خود را با ان شروع کن هر کس نزد من اید در حالیکه نامه اعمالش در بر دارنده یک قبضه بسم الله باشد از اتش ازادش میکنم .سوال کرد منظوراز یک قبضه بسم الله چیست؟فرمودصدمرتبه گفتن بِسم اللّه الرّحمن الرّحيم

در ميان اقوام وملل مختلف، رسم است كه كارهاى مهم و با ارزش را به نام بزرگى ازبزرگان خويش كه مورد احترام وعلاقه ى آنهاست، شروع مىكنند تاآنكار ميمون ومبارك گردد وبه انجام رسد. البتّه آنان براساس ‍ اعتقادات صحيح يافاسد خويش عمل مى كنند. گاهى به نام بتها وطاغوتها وگاهى بانام خدا وبه دست اولياى خدا، كار را شروع مى كنند.

چنانكه درجنگ خندق، اوّلين كلنگ را رسول خداصلّى اللّه عليه وآله برزمي نزد.

وقتى كشتى حضرت نوح در ميان امواج طوفان به راه افتاد، نوح عليه السّلام به ياران خود گفت : سوار شويد كه ( بسم اللّه مجريها ومرسيها) يعنى حركت وتوقّف اين كشتى بانام خداست .

 حضرت سليمان عليه السّلام نيز وقتى ملكه سبا را به ايمان فرا خواند، دعوت نامه خود راباجمله ى ( بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ) آغازنمود.

(داستان دل درد شدید حضرت موسی و گیاه خوردنش که در پایان خداوند فرمود مگر نمیدانی که دنیا همه زهر قاتل است و دوای ان نام من

 

 

 

برزبان آوردن ( بسم اللّه ) درشروع هركارى سفارش شده است؛ درخوردن وخوابيدن ونوشتن، سوارشدن برمركب ومسافرت وبسيارى كارهاى ديگر. حتّى اگر حيوانى بدون نام خدا ذبح شود، مصرف گوشت آن حرام است واين رمز آن است كه خوراك انسانهاى هدفدار وموحّد نيز بايد جهت الهى داشته باشد.درحديث مى خوانيم : (( بسم اللّه )) رافراموش نكن، حتّى درنوشتن يك بيت شعر. ورواياتى درپاداش كسى كه اوّلين بار( بسم اللّه )را به كودك ياد بدهد، وارد شده

سؤال : آيا ( بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ) آيه اى مستقل است؟

پاسخ :به اعتقاد اهل بيت رسول اللّه عليهم السّلام كه صد سال سابقه برساير رهبران فقهى مذاهب دارند ودرقرآن نيز عصمت وپاكى آنها به صراحت بيان شده است، آيه ( بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ) آيه اى مستقل وجزء قرآن است .

 فخررازى در تفسير خويش16دليل آورده كه (( بسم اللّه )) جزءسوره است .

برخى ازافراد كه بسم اللّه را جزء سوره ندانسته ويا درنماز آنرا ترك كرده اند، مورداعتراض واقع شده اند. درمستدرك حاكم آمده است : روزى معاويه درنماز بسم اللّه نگفت، مردم به اواعتراض نمودند كه ((اءسرقتاءمنَيستَ))، آيه را دزديدى يافراموش كردى؟!

امامان معصوم عليهم السّلام اصرار داشتند كه در نماز، بسم اللّه را بلند بگويند. امام باقر عليه السّلام درمورد كسانى كه (( بسم اللّه )) را درنماز نمى خواندند وياجزءسوره نمى شمردند، مى فرمود: ( سَرقوااكرمآية ) للّه بهترين آيه قرآن رابه سرقت بردند

درتفسير قرطبى ازامام صادق عليه السّلام نقل شده است : (( بسم اللّه )) تاج سوره هاست . تنها در آغاز سوره برائت (سوره توبه ) بسم اللّه نيامده واين به فرموده حضرت على عليه السّلام به خاطر آن استكه (( بسم اللّه )) كلمه امان ورحمت است، واعلام برائت از كفّار ومشركين، بااظهار محبّت و رحمت سازگار نيست .

 

و بسم الله هر سوره مخصوص اهداف و غرض های همان سوره است. موضوع این سوره توحید نظری وعملی و درخواست هدایت است و انسان این امور را با نام خدا شروع میکند.

 

حرف باء در  بسم اللَّه دو معنا دارد و هر دو معنا صحیح است

که در هر معنایی گفتن بِسم اللّه الرّحمن الرّحيم تعهدی ضمنی است بر اینکه من کارم را با معصیت الوده نخواهم کرد و جز خدا نیاندیشم.

 

1-      باء استعانت= يعنى در هر کاری که انجام میدهم از خدا كمك میطلبم.

 

2-      باء ابتدا= يعنى کارم را با نام خدا اغاز میکنم=من خودم و کارهایم را با نام خدا علامت زده و نشاندار میکنم.

 

 

 

 

 

 

سيماى (بسم اللّه )

1-نشانگر رنگ وصبغه ى الهى وبيانگر جهت گيرى توحيدى ماست

2-رمز توحيد است وذكر نام ديگران به جاى آن رمز كفر، وقرين كردن نام خدا بانام ديگران، نشانه ى شرك . نه در كنار نام خدا، نام ديگرى راببريم ونه به جاىنام او

 3 -رمزبقا ودوام است . زيراهرچه رنگ خدايى نداشته باشد، فانى است .

 4 - رمزعشق به خدا وتوكّل به اوست . به كسى كه رحمن ورحيم است عشق مى ورزيم وكارمان رابا توكّل به اوآغاز مى كنيم، كه بردن نام او سبب جلب رحمت است .

 5 -رمز خروج ازتكبّر واظهار عجز به درگاه الهى است .

 6 - گام اوّل در مسير بندگى وعبوديّت است .

 7 -مايه فرار شيطان است.كسى كه خداراهمراه داشت،شيطان دراومؤثّر نمى افتد

 8 - عامل قداست يافتن كارها وبيمه كردن آنها ست .

 9 - ذكر خداست، يعنى كه خدا يا من تو را فراموش نكرده ام .

 10 - بيانگر انگيزه ماست، يعنى خدايا هدفم تو هستى نه مردم، نه طاغوتها ونه جلوه ها ونه هوسها.

 11 امام رضا عليه السّلام فرمود: ((بسم اللّه )) به اسم اعظم الهى، ازسياهى چشم به سفيدى آن نزديكتراست

12كلامى كه سخن خدا بامردم وسخن مردم باخدا، باآن شروع مى شود.

 

الرّحمن الرّحيم

الرحمن معادل فارسی ندارد

و از انجا که خداوند عطا کننده نعمت عمومی به جمیع موجودات است لذا انرا بخشنده-بخشایشگر-رحمتگر ترجمه کرده اند

در مجمع البیان امده رحمن یعنی خداوند به جمیع خلق عالم وجود و حیات و روزی داده است.

ابن عربی گفته است رحمن کسی است که بخشنده فیض وجود و کمال به همه موجودات بر اساس حکمت و ظرفیت و قابلیت ان موجود است لذا جامع ترین ترجمه رحمن هستی بخشی است.

تفاوت رحمن و رحیم

قول رایج در اکثر تفسیرها در اینباره این است که رحمن یعنی خدا در دنیا بر مومن و کافر مهربان است و رحیم یعنی خداوند در اخرت فقط بر مومنان مهربان است= این گفته ها خالی از اشکال نیست.

زیرا در دعای عرفه از امام حسین علیه السلام می خوانیم =                        (یا رحمن الدنیا والاخره و رحیمَهُما)خدا نه تنها رحمان دنیاست که رحمان اخرت است و همچنین نه تنها رحیم اخرت است که رحیم دنیاهم هست.

و در بقره 143 می فرماید:رحیم شامل حال مومن وکافر در دنیا شده است(اِن ا... کان بالناس لروءف رحیم) که ناس اعم از مومن وکافر است.

و سوره اسرا 66 امده (انه کان بکم رحیما)یعنی خدای شما همان کسی است که شما را در دریا به حرکت در می اورد تا از فضل او کسب روزی کنید زیرا خدا نسبت به شما رحیم است(در اینجا کُم معادل ناس است و عملا  مومن وکافر همه از دریا استفاده میکنند.)

رحمن صفت ذات است=یعنی خدا ذات مقدسی است که رحمت بی کران در اوست که هستی بخشی و رحیمیت هم از ان ناشی میگردد.

رحمت رحمانی=خدابمقتضیات رحمت عامه خودهرچه راکه اماده پذیرش وجود باشدوجودمیبخشد=پس فیض منبسط اوبرهمه کائنات رارحمت رحمانی گویند    از اینرو رحمت رحمانی شامل هر موجودی است=پس انچه در رحمت الهی به موجودات عالم رسیده در سایه رحمانیت خداوند است.

رحیم صفت فعل خداوند است =و برابر  استعمال قران تنها در مورد نوع انسان بکار میرود=یعنی خداوند رحمت خود را در مقام احسان که مقام فعل است به مخلوق انسانی عطا میکند=پس رحیم رحمتی است که با تربیت نوع انسان سرو کار دارد مانند ارسال پیامبران و....پس انسان در رحمت رحمانی که هستی بخشی و سایر نعمت هاست با دیگر موجودات مشترک است ولی در رحمت رحیمی منحصر به فرد است.

ابن عربی گفته است =رحیم یعنی فیض کمال معنوی را که مخصوص نوع انسان است به او ارزانی داشته است.

پس وقتی گفته میشود (یا رحمن الدنیا والاخره و رحیمَهُما) یعنی خدای رحمان دنیا را وجود بخشیده و اخرت را نیز از بهشت و جهنم وجود داده است.

واگر میگوییم خدا رحیم دنیا و اخرت است. به این دلیل است که خدا در دنیا برای هدایت و تکامل انسان انواع امکانات را از قبیل کتب و رسل و عقل فراهم نموده و در اخرت انسانی را که اهل ایمانو عمل بوده به عنوان پاداش مسئول رحمت خود خواهد کرد.//////مانند اینکه درباره دانشمندی بگوییم عالم است یعنی به جنبه علمی و ذات او توجه کرده ایم یعنی جان او سرشار از علم و حکمت است. و در جایی دیگر بگوییم او معلم است یعنی از علمش دیگران را نیز بهرب مند می سازد بنابراین عالم صفت ذات و معلم صفت فعل است. ////و اگر کسی بخواهد به دیگران افاضه علم کند باید در وجودش علم سرشاری بوده است ازاینرو در این ایه هر دو صفت بکار رفته است..

برخی دلایل که صفت ذات بودن رحمن را اثبات میکند=

1-رحمن اسن ذات است و مرادف الله =دلیل ادبی ان است که اگر ما در ایاتی که رحمن بکار رفته به جای ان الله بگذاریم مفهوم ایه تغییر نمیکند مانند عباد الرحمن =عباد الله  ولی اگر جای رحیم بکار برده شود مفهوم جمله از بین میرود (در قران رحمن هم در مقام اظهار غضب بکار رفته(مریم45) و هم در مقام قدرت (طه 108)

2-رحمن اسم خاص خداست و غیر او با این نام خوانده نمیشود.

3-در سوره اسرا 109 امده که اگر الله را بخوانید یا رحمن را تفاوتی نمیکند بهترین اسمها برای اوست. بنابراین جمیع اسمهای حسنا و صفات عالیه الهی در حیطه این دو اسم واقع شده اند.

نکته ها=

شايد آوردن كلمه رحمن ورحيم درآغاز كتاب، نشانه اين باشد كه قرآن جلوه اى ازرحمت الهى است، همانگونه كه اصل آفرينش وبعثت جلوه لطف ورحمت اوست

 

رحمت الهى همچون ذات او ابدى وهميشگى است . ( اللّه الرّحمن ا لرّحيم )

 

بيان رحمت الهى درقالبهاى گوناگون (رحمن و رحيم )، نشانه ى اصرار بررحمت است . ( الرّحمن الرّحيم )

ديگران يا رحم ندارند ويا رحمشان محدود به افراد خاص ويا زمان ومكان خاصّى است و هدفشان ازرحم كردن بازگشت آنست،نظيرعلفى كه به حيوان يادانه اىكه به مرغ مى دهند تاازاوبهره مندشوند.